السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

282

تفسير الميزان ( فارسي )

براى آنان هيچوقت بطور كامل و تمام دست نمىدهد ، زيرا اينان از آنجايى كه غير از خود نفس ، غرض ديگرى از اين معرفت ندارند ، از همين جهت از آفريدگار نفس يعنى خداى تعالى كه سبب حقيقى نفس است و زمام نفس در وجود و آثار وجودش بدست اوست ، غافلند ، از اين رو آن طور كه بايد نتوانستند به معرفت النفس نايل شوند ، آرى چگونه ممكن است كسى بتواند به چيزى معرفت تام و كامل پيدا كند در حالى كه از علل هستى او و مخصوصا علت العلل غافل باشد ؟ و آيا چنين كسى با كسى كه ادعاى معرفت يك تخت و يا ميز و صندلى را مىكند با اينكه براى آن نجار و تيشه و اره ، كه علت فاعلى و غرض و فايده كه علت غايى است و علل ديگرى كه سبب وجود تختند قائل نيست چه فرقى دارد ؟ و آيا سزاوار نيست اين قسم معرفت را از نظر اينكه باز با علوم و آثار غريبه نفس توأم است كهانت بناميم ؟ از اين دسته طايفه ديگرى هست كه طريقه معرفت النفس را از اين نظر دنبال مىكنند كه اين معرفت خود وسيله معرفت به پروردگارشان است ، اين طريقه معرفت النفس همان معرفت النفسى است كه دين هم مردم را به آن دعوت نموده و آن را تا اندازه اى مىپسندد ، و اين طريقه همين است كه انسان به معرفت نفس خود از اين نظر بپردازد كه نفس را آيتى از آيات پروردگار خود بلكه نزديكترين آيه هاى پروردگارش به خود مىداند ، خلاصه نفس را وسيله و راهى بداند كه بسوى پروردگار سبحان منتهى مىشود ، « إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى - و بدرستى بسوى پروردگار تو است بازگشت » . اين طايفه نيز در بين امم و اديان چند دسته و داراى چند مذهب مختلفند ، و ما خيلى از مذاهب آنها و طريقه هايى كه سلوك مىكنند اطلاعى نداريم ، و اما مسلمين ، آنها نيز طرقشان بسيار زياد است ، و چه بسا شماره طريقه هايشان نسبت به اختلافاتى كه تنها در اصول و اساس مسلك دارند به بيست و پنج سلسله بالغ شود ، كه از هر سلسله از آن ، چند سلسله ديگر نسبت به مطالب فرعى منشعب مىگردد ، و تمامى اين سلاسل الا يك سلسله همگى سند طريقه خود را به على بن ابى طالب ( ع ) منتهى مىكنند ، در اين بين يك دسته از رجال صوفيه ديده مىشوند كه خود را به هيچيك از اين سلاسل نسبت نمىدهند ، اين سلسله را اويسى منسوب به اويس قرن ، مىنامند ، دسته ديگرى نيز در بين صوفيان هستند كه نه خود را به اسمى مسمى كرده‌اند و نه شعار مخصوصى براى خود انتخاب نموده‌اند ، و اين سلاسل صوفيه كتابها و رساله هاى زيادى نوشته و در آن سلاسل و طريقه هاى خود و همچنين نواميس مذهبى و آدابى كه خودشان دارند و آدابى را كه رجال طريقه شان داشته‌اند تشريح كرده ، و نيز مكاشفاتى كه براى رجالشان نقل شده و ادله اى كه به آن استدلال بر حقانيت طريقه خود كرده‌اند و مقاصدى